ریحانه  جون ـــنبضـــ منریحانه جون ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
محمد طاها جون ـــنبضـــ منمحمد طاها جون ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره
محمدصدرا ـــنبضـــ منمحمدصدرا ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

♥ریحانه گردو _ طاها بادوم _ صدرا فندق ـنبضـ زندگی مامان و بابا♥

یا الله،یا رحمن، یا رحیم،ثبت قلبی علی دینک

اومددددددددددددم با تاخیر

سلام دخترم و البته سلامی هم به دوستان نی نی وبلاگی بکنم و حلول ماه رمضان را با تا خیر خدمتتان تبریگ میگویم همچنین میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر شما مبارک . انشالله از دستان پربرکت مولا عیدی های خوب بگیرید . 1ماه پیش به طور کاملا غیر عادی لب تاب خراب شد و اصلا روشن نمی شد بگذریم که یه تومنی اب خورد. خلاصه من این یه مدت کلافه بودم البته با گوشی سر میزدم ولی نمیتونستم پست بذارم . دخترم در این مدت تو سررسیدم مینوشتم که سر فرصت مطالب را وارد وبلاگت میکنم
22 تير 1393

امیری حسین(ع) و نعم الامیر

دلنوشته:                                                 ولادت با سر سعادت امام حسین (ع) بر تمامی دلشیفتگان حضرت پربرکت و مبارکت باد . انشالله از دستان مبارک حضرت عیـــــــــدی بگیرید. بالاخره امد روزی که بیقراران قرار یابند و تشنگان محبتش سیراب گردند روز ولادتش .روزی که مادر او را به دستان کوچک  خواهرش سپرد تا نوازشش کند ، بوسه بر لبان و صورت مهتابش بزند . مادر طاقت گریه های طفل شیرخوارش را ندارد ، تا گریه  چشمانش را نوازش  میدهد سریع او را با شیره جان سیراب می کند  و خواهر لبخند زیبایی به ...
10 خرداد 1393

بازم پارک...

                                       دیروز با توجه اینکه شرکت بابایی به بابا احتیاج داشتن و گفتن روز عیدی باید بره شرکت ، بابا موند خونه و گفت امروز با هم بریم گردش ولی از انجاییکه خانوادگی سرما خوردیم یکم بیحال بودیم و موندیم خونه. عصر اماده شدیم شما رو ببریم پارک . یه پارک نزدیک خونه داریم تا دیدی گفتی بابا تا تا(تاب تاب). خواستیم بریم دیدیم چند تا جوون دارن دعوا می کنند به همین علت رفتیم یه پارک دیگه تا از دور دیدی(چون قبلا هم بردیمت) سریع گفتی سُر سُر(سرسره) این اولین باری بود که گفتی سرسره.حسابی بازی کردی گلم .بعد رفتیم بستنی بخور...
7 خرداد 1393

واقعا پوشک گرفتن یه پروژه است . فقط صبــــــــــــر میخواهد صبــــــــــر مادری.

راستی یادم رفت بگم 3 هفته ای میشه که از پوشک گرفتمت ، گهگاهی تو لباست جیش می کنی ، ولی 3 ،4 روزیه که قبل از اینکه جیش کنی خودت میگی مامان جیش.قبلا خودم می بردمت ، از نیم ساعت شروع کردم تا الان که 2 ساعت کامل خشکی. مواقعی که مهمونی میریم و یا مریضی پوشکت می کنم .بعضی اوقات هم تنبلی می کنی بهم بگی جیش داری .   پی پی ات رو تعریف نمی کنم که اون برای خودش پروژه جدا داره و مطالبش قابل باز کردن نیست. ...
7 خرداد 1393

پارک ارم

                                                                                                     هر هفته 5 شنبه شبها چرخشی خونه یکی هستیم از طرف مامان(یه شب مامانی،یه شب خاله زهرا،یه شب خاله زهره، یه شبم خونه ما)، جمعه شب هم از طرف بابایی چرخشی خونه یکی هستیم(خونه مامان جان، عمه جون، عمو محمد و خونه خودمون) (1/3/93)این هفته که خونه خاله زهرا بودیم رفته بودند مسافرت، به همین د...
7 خرداد 1393

یه عکس ترش

                                                   سلام دختر عزیزم شما خیلی لواشک دوس داری یعنی من و بابایی دوس داریم شما هم دست ما دیدی و خواستی . از شمال لواشک خریده بودیم و برای اینکه شما نبینی داخل فر پنهان کرده بودم ،چون غیر بهداشتی بهت نمیدیم  خودمون هم یواشکی میخوریم . دیروز که خواستم کیک بپزم از فر در اوردم و گذاشتم روی کابینت. امروز صبح تا بیدار شدی طبق معمول رفتی اشپز خونه تا به بدم ، دیدیش و ازم خواستی بدم گفتم نه، زدی زیر گریه .گفتم یه کوچولو میدم به شرط اینکه بری دستشویی، قبول کردی.  ...
7 خرداد 1393