ریحانه  جون ـــنبضـــ منریحانه جون ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره
محمد طاها جون ـــنبضـــ منمحمد طاها جون ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
محمدصدرا ـــنبضـــ منمحمدصدرا ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

♥ریحانه گردو _ طاها بادوم _ صدرا فندق ـنبضـ زندگی مامان و بابا♥

یا الله،یا رحمن، یا رحیم،ثبت قلبی علی دینک

نوشتن

سلام بعد از مدت طولانی اومدم  حوصله نوشتن ندارم یک‌سالی هست که در جنگ با آمریکا و اسرائیل هستیم در این یک سال خیلی اتفاقات ناگوار رخ داد .عزیزانشان را از دست دادیم ولی تا ابد داغدار رهبر عزیز تر از جانمان هستیم.😔
8 مرداد 1405

شمال با محمد صدرای 40 روزه

15 اسفندماه با شما محمدصدرا جونم که 40 روزه شدی امدیم شمال پیش مامان جان و باباجان و مامان جان غسل چهل روزگیت رو هم انجام داد.این اولین سفر شمابود عزیزم🙂 عکس ها رو بعدا پیوست میکنم. شما کیسه نان به دست هستید تا به مرغان دریایی غذا بدهید. پشت سرتان باباجان داره به مرغ دریایی ها نان میده. مزار شهید مدافع حرم علی جمشیدی درشهر نور مازندران چهل و یک روزگی محمدصدرا و تمام ...
30 خرداد 1402

محمد صدرا جونم خوش آمدی

به نام خدای نی نی ها منکه عاشق بچه هستم با بدنیا امدن بچه جاریم  که 18 فروردین 1400 بدنیا امد دلم غش میرفت میدیدمش ذوق میکردم .دوسه سالی هم بود که صحبتش را به همسرم میکردم میگفت همین دوتا بسه ولی مگه من اروم میشدم، همش ازخدا میخواستم همسرم و راضی کنه و تو دلش بندازه.تا اینکه اوایل تیرماه پارسال متوجه شدم نی نی دارم خیلی خوشحال شدم .توی تاریخ به دنیا امدن نی نی مردد بودم، دکتر تاریخ اصلی را 22 بهمن گفت ولی چون سزارینی بودم باید یکی دو هفته زودتر بدنیا میومد .تاریخ 12 را خواستم تا ولادت حضرت علی علیه السلام بدنیا بیاید، ولی دکترگفت با توجه به شرایطت ریسکه تا ان موقع بمونه 5،6 بهمن تاریخ سزارین تعیین کرد. میخواستم بیشتر بمون...
28 خرداد 1402

سلام یلدا مبارک

اصلا وقت نمیکنم بیام ازتون بنویسم.  همش درگیر درسهای شما ریحانه جونم هستم  خیلی دوستتون دارم گلهای من😘😘 فعلا این عکس داغ بمونه بیادگار تا یه روز وقت کنم خاطرات این چند ماه رو براتون تایپ کنم💖💖 ...
1 دی 1399