بازم پارک...
دیروز با توجه اینکه شرکت بابایی به بابا احتیاج داشتن و گفتن روز عیدی باید بره شرکت ، بابا موند خونه و گفت امروز با هم بریم گردش ولی از انجاییکه خانوادگی سرما خوردیم یکم بیحال بودیم و موندیم خونه. عصر اماده شدیم شما رو ببریم پارک . یه پارک نزدیک خونه داریم تا دیدی گفتی بابا تا تا(تاب تاب). خواستیم بریم دیدیم چند تا جوون دارن دعوا می کنند به همین علت رفتیم یه پارک دیگه تا از دور دیدی(چون قبلا هم بردیمت) سریع گفتی سُر سُر(سرسره) این اولین باری بود که گفتی سرسره.حسابی بازی کردی گلم .بعد رفتیم بستنی بخور...












